تبليغاتX

Glitter Graphics & Comments !؟!؟!؟

!؟!؟!؟

سلام
خوبین؟
من که توپه توپم!
بازم تعطیل شدیم
فردا هم 2 تا امتحان داشتیم
یکی ریاضی یکی دستورزبان که من هیچ کدومو نخوندم!
از همون عصر هی میگفتم تعطیل میشیم!
خلاصه حسابی خر ذوق شدم وقتی بنی بهم زنگ زد!

+نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعتتوسط نغمه | |

تا تو مرا ترک نکرده بودی سرما نبود! زمستان معنا نداشت!
همیشه بهار بود به کام ما!
من لبریز از شوق بالیدن!
با هر نازت گویی که شعله ای تازه در درونم می افروختی!
ولی افسوس تو رفتی!
طبیعت درونم را به خزان گراییدی و افتاب بهارم برای همیشه غروب کرد!
شراره ی اتش مرا در اغوش کشید!
خنده جای خود را به اشک داد!
شوق بالیدن رفت و انتظار مرگ تمام وجودم را فرا گرفت!


 

ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعتتوسط نغمه | |

سلام من هر سال یادم بود ولی امسال تو مدرسه دوستام گفتن بهم من داشتم تمرین حل می کردم روز گندی بود 2تا امتحان یکیش لغو شد دومی جواب ندادم من و علی حالمون خرابه تا تنها میشیم یاد دوستامون که شهید شدن می افتیم نمیدونید چه سخته من و علی فردا نمیریم مدرسه میریم پیش شهدا شاه چراغ اگه هنوز نمیدونی در مورد چی می گم یه سر بزن به: www.Ehsanjoon.dom.ir نغمه ممنون باحال بود ولی امارتم خوبه از دوستامااااا یکم بهتر شدم ولی تا داستان تموم شد باز یادشون افتادم شاید بگید این سوسول بازیا چیه؟ ولی درک نمیکنید من همیشه اونجا بودم و درست کنار بمب ولی اونشب زودتر اومدم بیرون همه می گن خدا رحمت کرد ولی من میگم لیاقتشو نداشتم حتی عمم تو ایتالیا فهمیده جریان را ممنون از تولدی ه گرفتی اینم بدون من از اونی که فکرشو می کنی نمی ترسم که برقصم کاش اونم دعوت می کردی بازم میگم اطلاعات وب من بدون سانسور هست و هیچ خالی بندی نداره این حق شماست حقیقت رو بدونید پس یه سر بزنید به وب من راستی اگه شیرازی حتما بیا تشییع جنازه خدا نگهدارتون و راستی از نظراتتونم ممنونم

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعتتوسط احسان | |

سلام خوبین؟
بچه ها امروز تولد احسانه!
احسان بدبخت یه شب قبل تولدش به خاطر بمب گذاری حالش گرفته هست! ایشاالله که زودتر بهتر شه!
پس الان باید هم تسلیت بگیم هم تبریک!
خوب حالا میریم سراغ تولد!
اول بذارین مهمونا بیان!
به به خوش اومدین! بفرمایید..............

خوب حالا که همه اومدن!
ای بابا پس این احسان کوش؟
نگاه اوناهاش! داره تیپ میزنه!
بابا بدو بیا بیسته بیستی!
خوب اینم از اقا احسان!
از طرف همه ی بچه های وب بهت تولدت رو تبریک میگم!
خوب حالا دست دست دس!
احسان باید برقصه از f..........a نترسه!
احسان باید برقصه از f..........a نترسه!
برو برقص دیگه!
ولش کنین خجالت میکشه! عیب نداره بیا بشین!
چی کادو؟ برو بابا کی کادو میده؟ این همه خرج کردیم بسته دیگه!
خو میخواین اول یه چی بخوریم بعدش بریم سراغ رقص و بزن و بکوب!
بفرمایئد بفرمایئد! اه یه دونه بردار! تموم میشه! بذارش ببینم گفتم فقط یه دونه باید بخوری!
خوب حالا بریم واسه رقص!
به به اقا محمد هم که رسید! به به علی رضا هم اومد! ولی دیر اومدین خوردنی تموم! حالا گریه نکنید سگ تو ضرر یه چی هم میدیم شما 2 تا کوفت کنین!
ای بابا این که بهنام موتوریه! به این دیگه چی بدیم کوفت کنه؟
علی بدو بیا این جا! یالا اب نباتتو نصف کن بده به بهنام!
افرین پسرای خوب! حالا با هم اب نبات بخورین!
حالا از هر چی که بگذریم از این نمیشه گذشت! یالا احسان برو وسط دیگه! به f...........a نمیگیم!
برو دیگه! تو که خجالتی نبودی!
ساکت ساکت علی می خواد شعرشو بخونه!
این قدر خودتو خفه کردی شعر گفتم شعر گفتم این بود!؟
افریییییییییییییییییین! به به احسان اقا هم رقصید! حالا دس دس دس! او او او بچه خر ذوق شد!
خو دیگه خرتوخر شد ما هم رفتیم وسط!
یه جا به ما هم بدین!

خو دیگه رقص هم بسه!
حالا بیاین یه عکسی بگیریم و بعد دیگه برین!
اینم از عکس!
حال میکنین چه خوش عکسم!
خوب احسان جووووووووووووووووون غمت نباشه خودم واست کادو میگیرم!
خوب حالا کادو! با زبون خوش که کادو رو بر نداشتین بیاین تو تولد! حالا که این جوره نفری 10 تا نظر به احسان بده! اینم وبشه( استقلال همیشه قهرمان) توی پیوندام دارمش!
جان من بش بدیناااااااااااا!
حتمناااااااااااا!
خوب شب خوبی بود!
من که خیلی خوشم اومد!
ایشالله شماها هم خوشتون اومده!
دوباره تولدتو تبریک میگم!
ایشالله 100000000000 ساله شی!
نه بابا چه خبره!
این همه میخوای زنده بمونی چه کار؟
منم دیگه میرم ظرفا هم بده علی بشوره!
محمد هم خشک کنه!
من رفتم
بابای

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعتتوسط نغمه | |

نم تونم باز اینجا بنویسم پس زحمت بکشید و بیایید به وب خودم کلیه اطلاعات بمبگذاری در حسینیه شیراز در وبلاگ منم اونجا بودم www.Ehsanjoon.dom.ir بدون سانسور همراه با عکس

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعتتوسط احسان | |