تبليغاتX

Glitter Graphics & Comments !؟!؟!؟

!؟!؟!؟

وااااااااااااااااااااااااای بچه ها تعطیل شدیم باز
این چندمدت خیلی دارم حال میکنم
بازم به خاطر الودگیه هوا تعطیل شدیم
نگاه کنین شماها فقط زمستونا تعطیل میشین ولی ما حتی وقتی هما سردم نیست تعطیل میشیم
مهتاب خانوم من نتونستم ای دیتو اد کنم شاید اشتباه اسمشو وارد کردم نمیدونم به هر حال نتونستم
تو منو اد کن             ava_n666

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعتتوسط | |

خدایا...چه تنهایم
این شبها چه سرد و غمگین است
برهوت ارزوهایی که رنگ باخت و غنچه هایی که نشکفته پرپر شدند
کجاست ان نغمه هستی که تا اذان صبح در گوشم میپیچید؟
در این بیکران تاریکی و سرما خدایا خودت دلداریم ده پناهم باش و تنهایم مگذار
کمک کن تا  نقطه ای از جنس امید در ساحل ارامش بلکه بتوانم طلوع سحر را ببینم.




ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعتتوسط | |

من شروع نمی کنم فقط یه چیز میگم نه قرمز نه ابی رو من قبول ندارم >قرمز به من چه ولی ابی همیشه هست و رو دستشم نمیاد  بای تا های

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعتتوسط احسان | |

داستانی قدیمی ولی جالب سلام من با خونواده رفته بوديم بيرون وقتي ميخواستيم برگرديم خونه بابام گفت:بريم يه سر خونه ي....بزنيم و ...بهش بديم.منم بودم همراشون وقتي رسيديم خونه اونا من خمار بودم خيلي خوابم ميومد.يه دختر درو باز کرد که تو چادر بود {خيلي با حجاب}جوري که من فقط چشماشو ميديدم اونم به زور من زير چشمي اونو مي پاييدم اونم منو! روز بعد گفتن بريم پارک ما هم رفتيم بابام يه......خيلي خوشکل به من داد يهو دختره گفت اينو بده ببينم.منم دادم..اقا چشت روز بد نبينه هر چي فحش بلد بودم دادمش..... رسيديم پارک.دختره مي خواست بره دستشويي خوب منم گفتم بلدم کجاست و بردمش ... توراه خيلي خالي بستم{من مدرسه تيزهوشان قبول شدم ولي نرفتم و..........} اونم مي گفت ولي حقيقت داشت{خواهرم درسش......} اولش دلم م خواست بزنمش ....خلاصه: چند شب پشت سر هم رفتيم پارک ولي اوني که باهاش ميرفتيم پارک با اوني که روز اول ديده بودم زمين تا اسمون با هم فرق داشت از لحاظ حجاب بعد من يکدفعه به خودم اومدوم ديدم ديدم عاشقش شدم اما دختره از خودش بروز نميده بفهمم احساسش نسبت به من چيه از طرفي نمي تونم بهش بگم دوسش دارم اگه کسي ميتونه راهنمايي کنه ممنون ميشم. راستي اون قديما يکبار از من پرسيد که دوسش دارم يه نه ولي من خرررررررررررجواب سر بالا بهش دادم عاشق:مجهول الهويه دیدید باورتون شد شما مطلب بده واستون میذارمش درسته که دختره به زبون بی زبونی به پسره گفته دوستش داره ولی دختره اون موقع سنش کم بوده که اینو گفته...... طبق اخرین اطلاعات بدست امده یه رقیب وجود داره(پسر دایی دختره) که دوست بودن قدیما و یه روز دختره اتفاقی گفته من پسر داییمو خیلی دوست دارم ولی خوشبختانه این دو خانواده در بحث و جدل و دعوا و به سر می برن(قهرن با هم و رفت و امدشون کمه) عاشق ما عقب نمی کشه (فقط همین دختر رو میخواد)و همین موضوع هستش که جای تحسین داره .(افرین به تو پسر با غیرت)این عاشق هیج کس رو غیر از اون دوست نداره و همین مشکل ساز شده... شما هم اگه دوست دارید داستان عاشقیتون رو واسم بفرستید و من بدون نام واستون می نویسمش تا همه ببینن و عبرت بگیرند کمکش کنید گناه داره ...... این هفته جایزه به بهترین پیشنهاد واسه این مطلب داده میشه پس عجله کن جایزه رو از دست ندی عاشق:مجهول الهویه نظر شما باید مفاهیم زیر را تعریف کنه که: ۱-از احساس دختره چه جوری باخبر بشه ۲-دخترا از چه جور پسری خوششون میاد ۳-عاشق ما باید چه کار کنه؟

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعتتوسط احسان | |

چرا دروغ میگی من کی فش دادم؟
من اصلا فش ندادم خو حرف دلمو زدم
اگرم حرفی زدم بیخیال و شرمنده !
قرار شده من تو هفته فقط 1 بار اپ کنم پس الان داره از یه بار بیشتر میشه
اگه بیخیال شی ممنون میشم
اصلا نه قرمز نه ابی فقط زرد طلایی

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعتتوسط | |

سلام من نظراتتون رو خوندم عالیه فقط علی جون مرسی که به نغمه هشدار دادی ولی میگی احسان هکت می کنه بگو اون احسان نه من اخه یه تازه وارد میاد فکر می کنه منو میگی منم به نغمه میگم در مورد استقلال بد نگه مثل من که در مورد لنگیا چیز بد نمیگم اخه این فحش دادنا کاره بدیه ولی کو گوش شنوا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعتتوسط احسان | |

امشب هم مثل شبهای دیگر جایت خالی است! دلم بهانه میگیرد! میگوید پس عشقت کو؟ چی به دلم بگم؟ هر چی بهش میگم قبول نمیکنه!جای خالی ات را با هیچ چیز نمیتوانم پر کنم! تو که میدونستی من این قدر دوستت دارم!چرا تنهام گذاشتی؟ چرا گرمی دستاتو ازم گرفتی؟
حالا دیگه قلبم تیکه تیکه شده؟
دستام سرد شده!
جسمم بی روح شده!
تو بودی که به من زندیگی دوباره رو دادی درست زمانی که دیگه هیچ امیدی به زندگی داشتم!
حالا باید چه کار کنم؟ با این دلم چه کار کنم؟ چه کارش کنم اروم بگیره! اروم نمیشه! بهونه میگیره! میگه ترو میخواد! بهش میگم اون ترو نمیخواد! میگه چرا؟ چی بهش بگم؟ تنها جوابم سکوته!قلبم تند تند میزنه! تاپ... تاپ.... تاپ.....! از بیرون سرد سردم! از داخل اتیشم!میدونی چرا؟ چون  دارم اتیش میگیرم که میبینم با یکی دیگه هستی! دارم اتیش میگیرم وقتی میبینم با من چه کار کردی!!!!
تروخدا نگو تقصیر تو نیست!
نگو تقصیر زمونست!
نگو تقصیر تقدیره!
نگو تو بیگناهی!
من پای تمام حرفام موندم ولی تو...........
باور کن که دیگه ترو نمیخوام! ولی دلمه که قبول نمیکنه!
شاید من خیلی صادقم! خوب قانون عاشقی میگه صادق باش! خوب چه کار کنم؟ به ساز کی برقصم؟
کاشکی میتونستم زودتر فراموشت کنم!
وقتی فکرشو میکنم که الان به جای من یکی دیگه.........
ای خداااااااااااااااااا! دیگه الان با کی باشم؟ با کی حرف بزنم؟ با کی زیر بارون قدم بزنم؟ قربون کی برم؟ عاشق کی باشم؟ زندگیم شده سوال! ارزو! یه زندگی مزخرف!
ای کاش هیچ وقت دفتر عشقم باز نمیشد..........!


(ترو خدا این دفه کسی منظور نگیره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)




+نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعتتوسط | |

ووووووووووووووووووووووووووووووووووااااااااااااااااااا
ای احسان باز شروع کرد
بشین دیگه
یعنی تو نمیتونی اینارو با اف بگی؟

+نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعتتوسط | |

بچه پر رو من 2روز نبودم باز پا گرفتی؟ دیگه نبینم در مورد استقلال حرفی بزنی هااااااااا

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعتتوسط احسان | |