تبليغاتX

Glitter Graphics & Comments !؟!؟!؟

!؟!؟!؟

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعتتوسط | |

صدای پای عاشق هنگام طلوع خورشید از افق تنهایی غروب میکرد.

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعتتوسط | |

نگاه کنین تروخدا
طرفداراشونم اسی کردن
بیچاره ها
منم بودم میشستم با این تیم مسخرم گریه میکردم
ترو خدا نگاه کنین
هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه


+نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعتتوسط | |



این واسه خودم و بنفشه و تمام صنعت نفتیان چون بیشتر از بقیه تیما دوسش دارم 2 تا عکس ازش میذارم




از بازیکناش ندارم یعنی دارما ولی قدیمین



خیلی عکسش باحاله نه؟ خودم میدونستم!!!



اینم واسه احسان و بنفشه
نه خیلی این جوری خوش به حالتون میشه
چون خودم از طالبلو خوشم میاد گذاشتمش
به قیافش میخوره مهربون باشه
بانمکم هست با این دندونای خرگوشیش خیلی بانمکه نه؟
خو دیگه الان میخوام برم فوتبال ببینم ماله تیم ملیه ایشالا که میبره
ولی تا نصفه میتونم ببینم اخه کلاس دارم.




+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعتتوسط | |



وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند بودم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار  امدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی او تمام شد
من اغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعتتوسط | |

اقا روباهه که گفته مرسی از لطفت ولی من دیگه این جا نمینویسم
من منظورشو نفهمیدم
ادرسم که نذاشتی
منظورتو یه نموره بهتر بگو

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعتتوسط | |

چرا غمگینی؟ عاشق شدم!!!
ایا عشق شیرین است؟ بله........... شیرین تر از زندگی!!!!!!!!!!
چرا تنهایی؟ ویزگی عشق است!!!
لذت تنهایی چیست؟ فکر به او و خاطرات او!!!
چرا میروی؟ برای این که او رفت!!!
دلت کجاست؟ پیش او!!!
قلبت کجاست؟ او برده!!!
پس حتما بی رحم بوده! نه اصلا!!!            چرا؟ چون باز هم او را میپرستم!!!

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعتتوسط | |

از کسایی که در مورد قالبم نظر دادن ممنون
خیلی کم بودن
ولی همشون گفتن خوبه
پس عوضش نمیکنم

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعتتوسط | |

مساله کم اوردن نیست
مساله اینه که همه خسته شدن
منم خسته شدم
هر دفعه که میام به جای این که مطلب جدید بذارم باید با تو جروبحث کنم
باشه بنفشه حالا دیگه من جوادم؟
من جوادم یا ای احسان؟
یا او عسل و نگار؟
یا او .........................؟
اگه بهت گفتم...........................
باشه
حالا دیگه پشت مارو خالی میکنی
دمت گرم
مرامتو نشون دادی
عیب نداره

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعتتوسط | |

منم نمی گم زشته ولی خیلی بچه گانه و لوسه نه چیزی نمیدونی!خودمم می دونم ولی من چیزای زیادی می دونم که در دلم سکرته منم واسه خودش می گم قالبو عوض کنه!!! عمرا من تسلیم بشم.تو مرام ما پسرای استقلالی نیست کم بیاریم! منم فقط از استقلالی بودنت خوشم میاد اره همشون جوادن نه گناه داره مو هاشو نکش نه تحقیقات ادامه داره داریم رو2نفر کار می کنیم 1شکل کاکا 2شکل روبینیهو اون روز با دوستم دعواش شد من نگذاشتم دعوا کنه خودم رفتم جلو مثله یه مرد با کاکا مذاکره کردم و دعوا صورت نگرفت هنوز دارم تحقیق می کنم تحقیقات ادامه داره................. راستی فریبا هم لنگیه موی اونم می کشی؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی از فوتبال فکر نکنم چیزی بدونه همه که مثل تو استقلالی نیستن که هواداره تیم حرفه ای مثل استقلال باشن!!! ولی من کم نمیارم اون 2تا خواهراتم میدونن!! من کم بیار نیستم

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعتتوسط احسان | |

ااااااااااااااااااااااااااااا چرا دروغ میگی من کی گفتم قالب نغمه زشته؟ درضمن حالا گفته باشم باوجود اینکه نگفتم ولی اگه گفته باشم از کسی نمیترسمو حتما 1چیزی بوده که گفتمو خیر نوغی رو میخواستم. من چیزی از تو نمیدونم؟؟؟؟؟یادته وقتی میخواستم تو خونتون افامو چک کنم میگفتم یه کوچولو روتو بکن اونور؟حالا قبل از اینکه بنویسی یه کوچولو رو نوشته هات فک کنی بد نیست. همینو هم که نوشتی مگه اون کوتاه بیاد یعنی تاحالاش تسلیم شدی ولی من کوتاه نوچ احسان جدا ولی حالا هرچی که باشه همینجا اعتراف میکنم که همهی پرسپولیسیا جوادن(از جمله نوغی)البته نوغی جون ببخشیدا این دیگه یه حقیقته اگه یه بار دیگه هم دربارهی استقلال یا صنعتنغمه بد گفت خودم تو مدرسه موهاشو میکشم تا خوشت بیاد خوبه؟راستی تحقیقت درباره ی دعوای دخترا تموم شد؟؟

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعتتوسط احسان | |

ببخشید نه نشونه شخصیت نیست نشونه ی .....بودن ادمه که... من به همه همه چیزمو درست می گم بنی هیچی از من نمیدونه من کاران سکرته بابامم نمیشناستم قانونی هم که حساب کنیم شهادت خانم ها قبول نیست دیگه بنی که گفتن نداره.... قالبم من نگفتم بنی گفت که زشته منم ... به وبم (استقلال) توهین نمیکنی ها از ابادانم خوشم نمیاد منتظر جوابتم عزیزم

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعتتوسط احسان | |

بچه ها وجدانی قالب وبلاگم زشته؟
جدا اگه زشته بگین عوض کنمش
احسان رفته به دختر عمش گفته نغمه با این قالب زشتش
اونم به من گفت
جدا  اگه قالبم زشته بگین عوضش کنم
برین قالب وبلاگ احسانو نگاه کنین
چشاتون از کاسه در میاد
همش ابیه
جواب شو حتما بهم بگین

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعتتوسط | |

بابا تروخدا بسه دیگه
بیخیال دعواها شو
این دیگه اخرین چیزیه که واسه دعوا مینویسم
یعنی نه واسه دعوا واسه جوابت
عزیزم این نشونه ی شخصیت منه که اسممو تو چت واقعی نمیگم(معلوم نیست دماغم تا کجا رسیده)
عزیزم وقتی بنی این جوری میگه خو دیگه حتما یه چیزی میدونه
اون ترو میشناسه
اقوامتونه
حرفه اون دیگه قبوله
تازه یه خورده مغزتو به کار بنداز
من هیچوت نمیگم اسمم اوان
شاید بگم نیلوفر
اگه با یکی هم خیلی چت کنم و بچه باحالی باشه اسم واقعیمو بهش میگم
خوب دیگه ترو خدا بس دیگه حال و حوصله ی دعوا ندارم
حالا دیگه بیا دوست شیم
دیگه دعوا بس
ok?


+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعتتوسط | |

شرمنده ما دعواهامونو اینجا می کنیم بگو من کی سر کار رفتم؟ جنتلمن کاره کی بود؟ اینو خودت گفتی منظورت به وب من نبود که ادرسش:www.Ehsan-joon3084.blogfa.comاست(یادته که) به خاطر استقلالی بودنت به ابادان چیزی نمیکم ازتم نمیترسم چون اولا ضعیفه ای(دختر) ثانیا عددی نیستی شیراز بوگندوه؟ کیه که هر سال سرش و تش می گیری شیرازه و وقتی نمییارنش گریه می کنه؟ خودتو به ابادانیا نچسبون تو شیرازی هستی معذرتم نمی خوام 1بار نه 2بار بد میگم ولی به خاطر استقلالی بودنت هیچی نمی گم نغمه گیر داده نه من که میگی درست صحبت کنم من دروغ می گم یا شما ابادانیا؟ اگرم دیدی یه خر دمبالت می گشت بدون درست زده تو هدف و خوب هم نوعی واسه خودش پیدا کرده دروغگو هم نغمست که اول گفت اوا هستم بد گفت نیلوفرم حالا می گه نغمه هستم اولا که دختر مثل ریگ ریخته ثانیا من بسیجیم و بچه + تو این خطا نیستم یعنی اومدم بیرون دانلود و اپلودو یادت دادم(من تنها دارم با 2تا دختر دعوا می کنم دیگه نام ذکر نشد بفهمید دیگه) شما منو سر کار گذاشتین؟ عمرا من که گفتم کاره شماست تازشم 1دفعه که ائنم خودم گفتم کاره بنیه من از ابادان بدم نمیاد ولی باید یه دلیل واسه دعوا باشه یا نه؟ من ابادان تلپم؟یا تو تو شیراز؟ من2بار بیشتر نرفتم 2تا 2روز ولی کیه که گریه می کنه مامانش بیارنش شیراز؟ من فحش بدم؟ اخه ارزش فحشم نداری ستارخان و عفیف ابادو ملاصدرا! اخه تورو اینجاها راه میدن؟ فقط عکسشو دیدی حالا هم میخوای وایه رو کم کنی ببرمت اونجا تا ببینی اونجارو نه عزیزم راه نداره شرمنده دعوامونو اینجا نوشتما ما پسرا کم نمیاریم (از دوستاش می خوام کمکش کنن به تا ...) بازم ممنون که به دعوا های ما توجه دارید هدیه جون نشد پاک کنم مسئله خیلی حیاطیه

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعتتوسط احسان | |

اوه اوه اوه اوه مردم چه قدر به خودشون امیدوارن ببین اقا احسان فعلان که تو سر کار رفتی اساسییییییی نمی خواد توجیح کنی چون همه این رو می دونن این یه چیز ناملا مشخص تازه کی میاد از وب سایتتون دیدن کنه که من بخوام وقتمو بگیرم و چیزاییرو که همه تو اون نگاه اول میفهمن رو بنویسمو بازم تو بگی من کی سرکار رفتم؟؟؟!!!! چطور جرات کردی درباره ی ابادان اینجوری صحبت کنی؟ من از حالا عزا گرفتم که 2ساله دیگه چطوری از ابادان جدا شم و بیام شیراز بو گندو؟ فقط 1بار دیگه جرات داری از ابادان بد بگو اینجا باید معذرتخواهی کنی و حرفتو پس بگیری درضمن درباره ی نغمه م درست صحبت کن باره اخرت باشه تازه دروغ گفتن کارته به همون یک یا دو نفری هم که از وب سایتتون دیدن می کنن که همون دوستاتن توصیه میکنم که اگه شب بودو احسان گفت شبه حرفشو باور نکونین چون کور رنگی داره البته ببخشیدا رو کم کنیه باید بنویسم این جوکه زیر رو هم برای فقط خود شخص احسان نوشتم اگه یه بار دیدی یه سوسک بشت سرته و داره دستو با میزنه فکر نکنی با دمبایی زدنشا داره به قیافه ی تو می خنده فک کنم دیگه بسش باشه. قربانت نغمه جون بنی

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعتتوسط احسان | |

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است.

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعتتوسط | |

احسان من که نتونستم نظر دختر عمتو بذازم تو وب اگه میشه واسم بذارش تو وب
برین نظره دختر عمه ی احسان رو که تو قسمت ترو خدا بخونین نظر داده رو بخونین
اگرم احسان گذاشتش تو وب دستش درد نکنه

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعتتوسط | |



اگر عرضه ی عاشق شدن را نداری لااقل شعور معشوق بودن را داشته باش(مسخره نکنین عکسش ربطی به مطلب نداره)

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعتتوسط | |

هیچ چیز رو نمیشه تصاحب کرد چون همگی رفتنی هستیم چه برسد ان کس را که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان میکردم میگوید دوستت دارم.





به چشمان تو سوگند در تمام مالک هستی اولین عشقم تو بودی اخرین عشقم تو هستی سرزدی همچون ستاره ای در شب تنهایی من همچون باران بهاری تن کشیدی روزگاری در قلب سردم زد جوانه.

وقتی خدا البالو رو افرید مداد رنگی نداشت نگاهی به البالو کرد و گفت چه میوه ی نازی
و لپایه البالو از خجالت سرخ شد.


+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعتتوسط | |